| نام کتاب : | شهریار (نیکولو ماکیاولی) / نگاه |
| ناشر : | انتشارات نگاه |
| شابک : | 9789643516352 |
| مولف : | ماکیاولی |
| مترجم : | محمود محمود |
| نوبت چاپ : | 15 |
| سال چاپ : | 1405 |
| قطع : | رقعی |
| نوع جلد : | شمیز |
| تعداد کل صفحات : | 207 |
| وزن کالا : | 185 |
| قيمت : | 5,500,000 ریال 4,125,000 ریال |
این اثر که به ستایش قدرت و طرفداری رذایل اخلاقی حاکمان شهرت دارد از آثار مشهور در زمینهی فرهنگ سیاسی در جهان محسوب میشود. بنا به مقدمهی مترجم، ماکیاولی به جد بر این باور بود که نیرنگبازی و فریبدر بازیهای قدرت، اصلی ناگزیر و ضروری است و بهخاطر بیان گستاخانهی چنین نظریهای از وقتی دستنویس اثرش پراکنده شد در زیر بار سنگینترین اتهامات و ناسزاها قرار گرفت و نام وی همسو با نام شیطان شد.
کتاب شهریار که در اوایل قرن 16 میلادی به نگارش درآمده است، به ماهیت قدرت مینگرد و نوع کاربرد آن را در عمل و همچنین ابزار دستیابی و نگاهداشت آن را آموزش میدهد. این کتاب شامل بیستوشش فصل است که عنوان برخی از آنها عبارتند از: در باب شهریاریهای موروثی، اندر باب آنانی که با دستان خونآلود به جایگاه شهریاری رسند، اندر باب سپاه و جنگآوران مزدور و گفتار اندر مقولهی گشادهدستی و تنگچشمی.
پایان قرون وسطى زنجیرشده به دو نهضت مهم نوزایى فرهنگى (رنسانس) و اصلاحگرى (رفورماسیون) است، دوران جدید از خاکسترهاى قرون وسطى سر بر مىکشد، دورانى که مبتنىبر جهانبینى ویژهاى است از مهمترین عوامل آن کاهش قدرت کلیسا و دینمداران و دیگر میداندارى قدرت علم است، فرهنگ عصر نوین بیشتر دنیوى است و کمتر روحانى و الهى، دولتها جا بر کلیسا و قدرت دنیوى آن تنگ مىکنند و آنها بر امور فرهنگى نیز نظارت مىکنند، دایرهی قدرت دینى تنگ مىشود و اگرچه در ابتدا قدرت در دست شاهان است، اما کمکم نظام سلطنتى جاى به دموکراسى مىسپارد یا با سقوط شاهان دیکتاتوران بر جایگاه آنها تکیه مىزنند.
در تمام این دوران شاهد قدرتیابى دولت ملى هستیم، نفى حاکمیت کلیسا اگر جنبهی تخریبى دوران نوین است، جنبهی ترمیمى آن پذیرش حاکمیت علم است. در رنسانس ایتالیا، علم سهم اندکى داشت، نخستین حملهی جدى اندیشههاى علمى به باورهاى جزمى و تغییرناپذیر انتشار نظریه کوپرنیک در سال 1543 میلادى بود، اما این نظریه نفوذى نیافت، پس از آن کپلر و گالیله در قرن هفدهم با بهرهجویى از آن، به اصلاح آن پرداختند، نبردى میان علم و دنیاى جزمى آغاز شده بود، نبردى که در نهایت با شکست پیروان سنتهاى کهن به پایان رسید، تسلط علم بر اذهان بسیار متفاوت از سلطهی اندیشهورزان دینى بر مردم بود، اینجا پاى حاکمیت عقل در میان بود و همین باعث رشد فردیت شد تاجایىکه به سرحد هرج و مرج نیز رسید.
در ذهن مردمِ دوران جدید هر نوع انضباطى تداعى آموزههاى دینباوران بود. هرج و مرج اخلاقى پیامد آن دهشتناک بود، اما این رهایى از قید و بندهاى سنن کهن سویه روشنى نیز داشت و آن بروز شگفتآور نبوغ هنرى و ادبى بود.
0 نظر